حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )
62
شرح دعاى صباح ( فارسى )
خود نداند كه جز او ديّار هست * هم از او مخمور و هم از اوست هست مادرش گر سيليى بر وى زند * هم به مادر آيد و بر وى تند « 1 » و چون نقل شد پيش سيّد الموحّدين ، امير المؤمنين عليه السلام كلام افلاطون كه گفته بود : « الأفلاك قسى و الحوادث سهام و الانسان هدف و الله هو رامى فاين المفر » [ 1 ] حضرت فرمود : « ففرّوا إلى اللّه » . و علّقت بأطراف حبالك أنامل ولائي ، عطف است بر قرعت ، علّقت به معنى چسبانيدن و آويختن ، و حبال جمع حبل ، به معنى ريسمان و در اين جا مراد اسباب توسّلات به حق است كه مثل ريسمان آويخته شده است از جانب خالق به طرف مخلوق تا بلكه از چاه طبيعت بيرون شوند و جمعيت به اعتبار كثرت اسباب است ، انامل جمع انمله به معنى سر انگشت است و در اينجا مراد تمام دست است مجازا ، و ولاء به معنى دوستى است ، تشبيه شده است به انسان به طور استعاره بالكنايه و اثبات انامل از براى او استعارهء تخييليّه « 2 » است و چون داعى در مقام استرحام و استغفار باشد . يعنى : بار الها چنگ زدم و آويختم به اسباب توسّلات تو دست دوستى خود را چو ايشان شهداء دار فنا و شفعاء دار بقا هستند و تولاّى به آنها ترياق « 3 » اعظم است از براى دفع سمّ گناهان چون دعاى نبى اكرم مردود نخواهد بود . « اللّهمّ و ال من والاهم و عاد من عاداهم » . [ 2 ] فاصفح اللّهمّ عمّا كان من زللى و خطائى . [ 3 ]
--> [ 1 ] يعنى : افلاك به منزلهء كمانها و حوادث روزگار به مانند تيرها و انسان هدف آنها و خداوند به مثابهء تيرانداز است ( يعنى همه چيز به امر الهى و قضاى او انجام مىشود ) پس به كجا مىتوان فرار كرد ! [ 2 ] در حديث غدير به صورت مفرد آمده است : « اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه . . . » يعنى : خدايا دوستان او ( على ) را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار . به صورت جمع بنده نديدهام ، شايد تأويل حديث مورد نظر مؤلّف قدس سره بوده است . [ 3 ] در مفاتيح الجنان « عمّا كنت اجرمته من زللى . . . » آمده است . ( 1 ) مثنوى معنوى ، دفتر چهارم ، ص 262 ، سطر 32 - 34 . ( 2 ) به پاورقى شمارهء 3 ، صفحهء 60 مراجعه شود . ( 3 ) پادزهر